خونۀ مامان‌جون

عکس پروفایلش رو که باز کردم یاد خیلی چیزها افتادم، عکس دختربچه‌اش رو گذاشته که تو تراس برفی خونه ایستاده بود. تراس طبقۀ بالای خونۀ مامان‌جون.
دو روز پیش سالگرد مامان‌جون بود. یازده سال گذشته و تو این مدت فقط خواب اون خونه رو دیدم و یه بار هم از کوچۀ جلوی تراس رد شدم. بعد از فوت مامان‌جون و فروختن خونه دیگه هیچ‌کدوم نتونستیم برگردیم اون خونه و محله که همسایه‌شون رو ببینیم. کی دل این کار رو داره؟ 
یازده سال گذشته و تو این مدت فقط خواب اون خونه رو دیدم، حتی تو خواب هم دیگه خودش تو خونه نیست. 

  • حورا رضایی
  • جمعه ۱۱ اسفند ۹۶

16 بهمن 1369 تا 16 بهمن 1396

این روزها احساس می‌کنم که خدا بیشتر از همیشه هوام رو داره، ایده و قلم و کاغذ رو با هم بهم داده و می‌خواد ببینه چند مرده حلاجم و زندگیم رو چطور می‌نویسم. همیشه هوام رو داشته، تو تمام لحظات این 27 سال.
خدایا شکرت

  • حورا رضایی
  • دوشنبه ۱۶ بهمن ۹۶

در راستای خود سانسوری: احتمالا موقت

من چرا انقدر تنبل شدم؟
ترجمه‌ام که هیچ. این از این. 
تکلیف نهایی ویرایش رایانه‌ای رو که دیروز باید می‌فرستادم هنوز نفرستادم. در واقع اصلا انجام ندادم که بخوام بفرستم.
یه فصل و نیم از آزمون آزمایشی ویرایش رو هنوز نخوندم و یکشنبه امتحان داریم.
استاد سه‌شنبۀ پیش برای کارورزی ویراستاری یه کتاب بهم داد که فقط چندتا اصلاح اولیه روش انجام دادم.
فقط روزی چند صفحه کتاب می‌خونم. اونم چه خوندنی، هر یه ربع حداقل یه بار گوشی رو چک می‌کنم.
نوشتن هم کاملا تعطیل شده، حتی ایده‌هام رو هم جایی یادداشت نمی‌کنم. 

 

  • حورا رضایی
  • جمعه ۱۳ بهمن ۹۶

کدام بحران؟ کدام مدیریت؟

ساعت 10 شب از تهران راه افتادیم به سمت کرج، معمولا نیم‌ساعته به مقصد می‌رسیدیم اما حدودا ساعت 10:40 بود که تازه به راه‌بندان رسیدیم، با توجه به گزارش رادیو، کانال‌های تلگرامی و نقشۀ گوگل، آزاد‌راه تهران ـ کرج، جاده قدیم کرج و جاده مخصوص کرج کاملا قفل بود، بعضی از ماشین‌ها سوخت تمام کرده بودند و بعضی دیگر در برف و یخ گیر کرده بودند. حتما اخبار را شنیده‌اید و نیازی به تکرار مکررات نیست اما چند چیز واقعا آزار دهنده بود، و فکر می‌کنم در محیط شخصی خودم این اجازه را داشته باشم که از دید خودم گلگی کنم. در تمام مسیر دیروز تنها یک ماشین راهنمایی رانندگی دیدیم، دریغ از یک نمک‌دان نمک و یک بیلچه شن. آن هم در حالی که از مزخرف‌ترین کانال‌های تلوزیونی تا مزخرف‌ترین کانال‌ها تلگرامی پیش‌بینی شرایط آب و هوایی این هفته را اعلام کرده بودند، نبود امکانات طوری بود که آدم فکر می‌کرد به جای بهمن‌ماه در مرداد ماه چنین برفی باریده. اما آزاردهنده‌تر از همه پاسخ مسئولان به مجری برنامه‌ی راه شب رادیو ایران بود، آقای اکبر اختیاری هیچ صحبتی از راه‌بندان چند کیلومتری اتوبان ساوه به تهران و تهران ـ قم نکرد که مردم ساعت‌ها بدون هیچ کمکی در جاده بودند. حتی در مورد جاده‌ها و اتوبان‌ها منتهی به تهران هم صحبتی نکرد. به جای آن مسئولیت را به گردن مردم و شیوۀ رانندگیشان انداخت. مردمی که از ساعت 7 توی جاده بودند و هر طور شده به همدیگر کمک می‌کردند و مسئولینی که یا از وضعیت این مردم و جاده‌ها بی‌خبر بودند و یا آگاهانه داشتند در گزارش‌ها این وضعیت را نادیده می‌گرفتند و همه‌چیز را آرام و کنترل شده نشان می‌دادند. مردمی که 6 ـ 7 ساعت در راه مانده بودند و در ماشین کودک، افراد مسن یا بیمار داشتند و مسئولینی که حتی زحمت جواب دادن به تماس‌های تلفنی رادیو را به خود نمی‌دادند.

ساعت 2:30 به مقصد رسیدیم، جلسۀ بحران سازمان راهداری هم ساعت 12 ظهر امروز برگزار شد. 


 

  • حورا رضایی
  • يكشنبه ۸ بهمن ۹۶

قنطورس

پیش از حرف اصلی: دقیقا زمانی که به خودم می‌گفتم دیگه از خیال‌پردازی‌های نوجوانی خبری نیست و زمانش برای من به سر رسیده، کتاب جفت شش رو دست گرفتم. دوازده داستان کوتاه از دوازده نویسندۀ برندۀ جایزۀ نوبل که گرداوری و ترجمه‌اش با اسدالله امرایی بوده و نشر گل آذین به چاپ رسونده. تو این دوازده داستان فقط از داستان قِنطورِس نوشتۀ ژوزه ساراماگو خوشم اومد. داستان تنها قنطورس باقی مونده از نسل قنطورس‌ها که طی هزاران سال از انسان‌ها فرار می‌کنه. 

حرف اصلی: گویا افسانۀ قنطورس یا سانتور از این قراره که ایکسیون در زمان پادشاهی، پدر زن خودش رو به قتل می‌رسونه و بعد از اون دچار عذاب وجدان می‌شه، زئوس از سر دلسوزی اون رو به کوه المپ و کنار خدایان راه می‌ده، اما ایکسیون دلبستۀ هرا، همسر زئوس، می‌شه. زئوس از ماجرا باخبر می‌شه و ابری رو با ظاهر هرا پیش ایکسیون می‌فرسته و از نزدیکی این دو با هم موجودی به نام قنطورس به وجود اومد و قنطورس‌های بعد از اون هم از آمیزش اون با مادیان‌های کوه پلیون به وجود اومدند. 

این موجودات رام نشدنی بودند و خودشون رو از انسان‌ها برتر می‌دونستند. توانایی سخن گفتن و پیشگویی داشتند و در تیراندازی مهارت زیادی داشتند. تنها سانتور خوش رفتار کایرون بوده که تربیت تعدادی از پهلوانان از جمله آشیل رو هم بر عهده داشته. 

داستان صورت فلکی قنطورس هم به کایرون برمی‌گرده. در درگیری‌ای که بین هرکول و تعدادی از قنطورس‌ها شکل گرفته بوده، هرکول تیری زهرآگین رو به سمتشون پرتاب می‌کنه و با اینکه کایرون اصلا در درگیری نبوده، به صورت اتفاقی مورد اصابت تیر قرار می‌گیره. زئوس هم تصویرش رو به آسمان فرستاد تا صورت فلکی قنطورس رو بسازه. 

پی‌نوشت: حالا که حرف از صورت فلکی قنطورس شد این رو هم بگم که سامانۀ ستاره‌ای آلفا قنطورس که از یه ستارۀ دوتایی (آلفا قنطورس a و آلفا قنطورس b) و یه کوتولۀ سرخ به نام پروکسیما قنطورس تشکیل شده نزدیک‌ترین سامانه‌ی ستاره‌ای به زمین هستند و پروکسیما قنطورس 4/2 سال نوری از خورشید فاصله داره. 

  • حورا رضایی
  • جمعه ۲۹ دی ۹۶

memrise

این روزها هرکسی سعی می‌کنه به سبک خودش و باتوجه به برنامه‌ها یا بی‌برنامگی‌های خودش از اپلیکیشن‌ها و ابزار دیجیتال استفاده کنه. یکی از برنامه‌هایی هم که من به صورت نامنظم پیش می‌برم یادگیری زبان انگلیسیه. بعد از ماه‌ها دوره‌ی 504 رو با استفاده از اپلیکیشن memrise تموم کردم و گفتم چند خطی در مورد این اپلیکیشن بنویسم. البته برنامه‌ی معروفی هست و سال 2017 هم به عنوان یکی از اپلیکیشن‌های برتر google play انتخاب شده و احتمالا باهاش ناآشنا نیستید. 
تمرکز برنامه روی یادگیری زبان‌های خارجیه ولی دوره‌های آموزشی دیگه‌ای هم داره، مثلا من علاوه بر زبان‌های خارجی از یه دوره‌ی یادگیری جدول تناوبی و صورت‌های فلکی هم استفاده کردم که متاسفانه نیمه کاره موند. البته مدتیه اپلیکیشن memrise فقط بعضی از دوره‌های آموزشی رو نشون می‌ده و برای دیدن تمام دوره‌ها باید از سایت استفاده کرد و بعد از شروع، دوره توی اپلیکیشن گوشی اضافه می‌شه. 
هر دوره‌ی زبان 7 بخش داره که 3تای اون یعنی learn new words و classic
review و speed review برای همه فعاله، 2 بخش difficult words و listening skills در صورت پرداخت هزینه و ارتقای اکانت فعال می‌شه، 2 بخش pronunciation و learn with locals هم فقط توی بعضی از دوره‌ها فعاله. 
یادگیری و مرور کلمات امتیاز داره و این امکان وجود داره که کاربر امتیاز هفتگی، ماهانه و کلی خودش رو با بقیه‌ی کاربران همون دوره مقایسه کنه.
 

  • حورا رضایی
  • شنبه ۲۳ دی ۹۶

وِتو

به هزار زحمت
کشورهای وجودم را متحد می کنم
علیه دوست داشتنت
و تو
با یک نگاهت
همه را

وتو می کنی.


91/8/8

 

  • حورا رضایی
  • دوشنبه ۱۸ دی ۹۶

روزمره 5

یکی از اسایتد داشت در مورد تجزیه و تحلیل کلام و تحلیل گفتمان صحبت می‌کرد، مثال جالبی زد.
می‌گفت: «اول انقلاب ما همه مستضعف بودیم، چند سال که گذشت گفتند ما که توی جمهوری اسلامی مستضعف، ضعیف نگه‌ داشته شده، نداریم. یک کلمه‌ی جدید ساختند، به جای مستضعف از آسیب‌پذیر استفاده کردند. باز چند سال گذشت گفتند ما آسیب‌پذیر هم نداریم، مگه قراره کسی آسیب ببینه، باز اومدند یک کلمه‌ی جدید جایگزین کردند و به جای اون کمتر برخوردار رو به کار می‌برند.» 

 

 

 

  • حورا رضایی
  • جمعه ۸ دی ۹۶

امشب رو از دست ندید

دوستان پاشید برید آسمون رو ببینید دیگه، مگه من جای چند نفرتون می تونم آرزو کنم؟

  • حورا رضایی
  • چهارشنبه ۲۲ آذر ۹۶

بارش شهابی جوزا

به سبک آقای حیدربکی شروع می‌کنم.
خب بارش برساووشی رو که از دست دادم، حالا می‌رم که بارش جوزا رو هم از دست بدم و باقی سال با خیال راحت هواپیماهای توی آسمون شب رو دنبال کنم. 
اما بارش شهابی جوزا، منشا این بارش ذرات غبار و یخ باقی مونده از سیارک 3200 فائتون است، و با عبور زمین از بین این توده، ذرات غبار و یخ باقی مونده به جو زمین برخورد می‌کنند. کانونش هم صورت فلکی جوزا یا دو پیکر هست و به خاطر همین هم بارش جوزا نام گرفته. سال گذشته چون اوج این بارش شهابی با پدیده‌ی ابر ماه (supermoon) همزمان بود، شاید نتونست اون‌طور که باید جلوه‌گری کنه، اما امسال در صورتی که از نور و آلودگی شهر دور باشید و البته آسمون ابری نباشه، می‌تونید حسابی ازش لذت ببرید. اوج این بارش شب 22 آذر و بامداد 23 آذر هستش. 

پی‌نوشت 1: خط اول مطلب صرفا جهت معرفی یکی از هم‌رشته‌ای‌های موفق بود و لا غیر. 
پی‌نوشت 2: تصویر و اطلاعات بیشتر در سایت علمی بیگ بنگ و روزنامه‌ی همشهری امروز

 

  • حورا رضایی
  • سه شنبه ۲۱ آذر ۹۶