۹ مطلب با موضوع «ستاره‌ها» ثبت شده است

دو تا حرف بی‌ربط

حرف اول: «همیشه می‌خوای یه تصمیمی بگیری ببین چی رو از دست می‌دی چی رو به دست می‌آری»؛ این جملۀ معروف سرپرست پروژه‌مون توی دادگستری بود. هنوز هم که هنوزه گاهی که من و ن با هم حرف می‌زنیم از این جمله‌اش یاد می‌کنیم. 

گاهی دستاورد بعضی تصمیم‌ها یا بهتره بگم تصوری که از دستاوردشون داریم انقدر بزرگه که ارزش هرجور تلاش و سختی و خستگی و... رو داره؛ ولی وقتی پای ازخودگذشتگی دیگران بیاد وسط می‌بینی همون دستاورد چقدر بی‌مقداره. 

برنامۀ کلی‌ام تا 1400 رو بستم، با دو تا نقشۀ a و b. فقط باید سر پاراگراف بالا با خودم کنار بیام.

حرف دوم: بارش شهابی جبار امشب تو اوج خودشه. این شهاب‌ها زاییدۀ توده ذرات به‌جامونده از دنباله‌دار هالی هستن. هربار که هالی به خورشید نزدیک می‌شه بارش شهابی جبار هم شدیدتر می‌شه. همون‌طور که از اسم این بارش معلومه مرکزش صورت فلکی جبار یا اریون هستش. البته این رو هم بگم که چون تمام طول شب ماه توی آسمون هستش دیدن این شهاب‌ها یه مقدار سخته. 

  • حورا رضایی
  • يكشنبه ۲۹ مهر ۹۷

تولد ستاره‌ای

از همون اول هم تولد ستاره‌ای خیلی برام جالب و در عین حال باورنکردنی بود. فکر کنم انقدر این بخش کتاب اطلس ستارگان و سیارات رو خوندم که نمی‌تونم با جمله‌بندی دیگه‌ای بنویسمش.

فضای بین ستاره‌ای تقریباً خالیه اما گاهی گاز و غباری هم وجود داره که بهش سحابی می‌گن. گرانش، قسمت‌هایی از سحابی رو که چگالی بیشتری داره به‌صورت گوی در می‌آره و این می‌شه هستۀ اولیۀ ستاره. ریزش ماده درون این هستۀ اولیه باعث داغ شدنش می‌شه، به‌قدری حرارت بالا می‌ره که واکنش هم‌جوشی هسته‌ای شروع بشه و هیدروژن به هلیوم تبدیل بشه. ماحصل این فرایند آزادسازی نور و گرما و نفس‌های اولیۀ یه ستارۀ نوپاست.

یعنی ببین چه صبری داره تا به اینجای داستان برسه، شاید باقی ماجرا رو هم بعداً تعریف کنم.

  • حورا رضایی
  • جمعه ۹ شهریور ۹۷

من جون می‌دم واسه این گوشۀ زندگی‌ام

سرم رو برمی‌گردونم و اون گوشه می‌بینمش. خیلی دوره، خیلی‌خیلی دور و حالا حالاها مونده تا به این نزدیکی‌ها برسه؛البته هرقدر نزدیک شه بازم اندازۀ یه دنیا ازش دورم. مثل اونایی که تا چند لحظه پیش می‌دیدم تو چشم نیست. دیگه به بقیه توجهی ندارم، سر تا پا چشم می‌شم و نگاه و حسرت. از اینجا نمی‌شه درست تشخیص داد داره گریه می‌کنه یا می‌خنده؛ اما معلومه داره می‌سوزه تا ستاره بمونه. خب خودزنی مدل‌های مختلف داره دیگه؛ ولی همه‌اش از عمق وجودمون نشئت می‌گیره. دارم احساس هم‌ذات‌پنداری می‌کنم باهاش که یه لحظه می‌گم با این فاصله‌ای که داره نکنه تا الآن مرده باشه. هرچند فرقی نمی‌کنه، چه زنده باشه چه مرده بازهم از من به خدا نزدیک‌تره.

  • حورا رضایی
  • چهارشنبه ۳۱ مرداد ۹۷

شما بالا رو نگاه کن... بالاتر... بالاتر... آباریکلا!

این نوشته‌ دوتا حرف مرتبط با عنوان داره و یه حرف کاملاً بی‌ربط:

حرف اول: امشب و فردا شب اوج بارش شهابی برساووشیه. پارسال خیلی مختصر ازش نوشتم، اگه خواستید می‌تونید همون نوشته رو بخونید. لطفاً این اتفاق زیبا رو از دست ندید و آرزوهای اصلی‌تون که تموم شد برای من هم آرزو کنید.

حرف دوم: کاوشگر خورشیدی پارکر امروز سفر خودش رو به‌سمت ستارۀ من شروع کرد؛ در این باره هم پیش‌تر نوشتم و اگه نخوندید می‌تونید تشریف ببرید و بخونید.

حرف کاملاً بی‌ربط: هر وقت دیدید من چند روز پشت سر هم مطلب می‌ذارم بدونید که کلی کار دارم و برای کم کردن استرسم اینجا رو به‌روز می‌کنم؛ البته غالباً هیچ تأثیری هم نداره. 

  • حورا رضایی
  • شنبه ۲۰ مرداد ۹۷

کاوشگر خورشیدی پارکر

کاوشگر خورشیدی پارکر قراره تابستان امسال سفر خودش رو به سمت خورشید شروع کنه؛ در سال 2017 نام این مأموریت تغییر کرد و برای اولین بار به نام یکی از دانشمندان زنده نام‌گذاری شد؛ یوجین پارکر دانشمندیه که در سال 1950 بادهای خورشیدی رو کشف کرد و خب به نظرم این انتخاب خیلی خوب بوده.

این کاوشگر هفت سال بعد از پرتاب، گردش خودش در مدار خورشید رو شروع می‌کنه و با قرار گرفتن در فاصلۀ 6.2 میلیون کیلومتری از خورشید، هفت مرتبه از هر کاوشگر دیگری که فرستاده شده به خورشید نزدیک‌تر خواهد بود. یعنی ببینید چه سازه‌ای طراحی و ساخته شده که قراره توی اون محیط سوزان دوام بیاره؛ البته فقط حرارت و نور نیست، ولی الان که به ستاره‌ام نگاه می‌کنم فقط همینا به ذهنم می‌رسه :D

هدف پارکر از این ماموریت بررسی جریان گرما و انرژی در تاج خورشید و بررسی علت سرعت گرفتن و دور شدن ذرات باردار از سطح خورشیده (خدا شاهده این جمله رو عینا از این سایت برداشتم تا بهتر قضیه رو توضیح بدم).

و اما چه کاری از دست ما برمی‌آد؟ راستش دیگه کاری از دست ما برنمی‌آد فقط باید دعا کنیم و تا فردا (یعنی 7 اردیبهشت)  بریم تو سایت کاوشگر خورشیدی پارکر و نام و نام خانوادگی خودمون رو ثبت کنیم تا برسه به دست خورشید.

ای نامی که می‌روی به سویش از جانب من ببوس رویش؛ یعنی داغ‌ترین بوسۀ ممکن می‌شه‌ها.

منابع:

سایت کاوشگر خورشیدی پارکر

سایت هواپیما

سایت آسمان‌نما

و از همه مهم‌تر جلسۀ فروردین ماه باشگاه نجوم تهران

  • حورا رضایی
  • پنجشنبه ۶ ارديبهشت ۹۷

قنطورس

پیش از حرف اصلی: دقیقا زمانی که به خودم می‌گفتم دیگه از خیال‌پردازی‌های نوجوانی خبری نیست و زمانش برای من به سر رسیده، کتاب جفت شش رو دست گرفتم. دوازده داستان کوتاه از دوازده نویسندۀ برندۀ جایزۀ نوبل که گرداوری و ترجمه‌اش با اسدالله امرایی بوده و نشر گل آذین به چاپ رسونده. تو این دوازده داستان فقط از داستان قِنطورِس نوشتۀ ژوزه ساراماگو خوشم اومد. داستان تنها قنطورس باقی مونده از نسل قنطورس‌ها که طی هزاران سال از انسان‌ها فرار می‌کنه. 

حرف اصلی: گویا افسانۀ قنطورس یا سانتور از این قراره که ایکسیون در زمان پادشاهی، پدر زن خودش رو به قتل می‌رسونه و بعد از اون دچار عذاب وجدان می‌شه، زئوس از سر دلسوزی اون رو به کوه المپ و کنار خدایان راه می‌ده، اما ایکسیون دلبستۀ هرا، همسر زئوس، می‌شه. زئوس از ماجرا باخبر می‌شه و ابری رو با ظاهر هرا پیش ایکسیون می‌فرسته و از نزدیکی این دو با هم موجودی به نام قنطورس به وجود اومد و قنطورس‌های بعد از اون هم از آمیزش اون با مادیان‌های کوه پلیون به وجود اومدند. 

این موجودات رام نشدنی بودند و خودشون رو از انسان‌ها برتر می‌دونستند. توانایی سخن گفتن و پیشگویی داشتند و در تیراندازی مهارت زیادی داشتند. تنها سانتور خوش رفتار کایرون بوده که تربیت تعدادی از پهلوانان از جمله آشیل رو هم بر عهده داشته. 

داستان صورت فلکی قنطورس هم به کایرون برمی‌گرده. در درگیری‌ای که بین هرکول و تعدادی از قنطورس‌ها شکل گرفته بوده، هرکول تیری زهرآگین رو به سمتشون پرتاب می‌کنه و با اینکه کایرون اصلا در درگیری نبوده، به صورت اتفاقی مورد اصابت تیر قرار می‌گیره. زئوس هم تصویرش رو به آسمان فرستاد تا صورت فلکی قنطورس رو بسازه. 

پی‌نوشت: حالا که حرف از صورت فلکی قنطورس شد این رو هم بگم که سامانۀ ستاره‌ای آلفا قنطورس که از یه ستارۀ دوتایی (آلفا قنطورس a و آلفا قنطورس b) و یه کوتولۀ سرخ به نام پروکسیما قنطورس تشکیل شده نزدیک‌ترین سامانه‌ی ستاره‌ای به زمین هستند و پروکسیما قنطورس 4/2 سال نوری از خورشید فاصله داره. 

  • حورا رضایی
  • جمعه ۲۹ دی ۹۶

امشب رو از دست ندید

دوستان پاشید برید آسمون رو ببینید دیگه، مگه من جای چند نفرتون می تونم آرزو کنم؟

  • حورا رضایی
  • چهارشنبه ۲۲ آذر ۹۶

بارش شهابی جوزا

به سبک آقای حیدربکی شروع می‌کنم.
خب بارش برساووشی رو که از دست دادم، حالا می‌رم که بارش جوزا رو هم از دست بدم و باقی سال با خیال راحت هواپیماهای توی آسمون شب رو دنبال کنم. 
اما بارش شهابی جوزا، منشا این بارش ذرات غبار و یخ باقی مونده از سیارک 3200 فائتون است، و با عبور زمین از بین این توده، ذرات غبار و یخ باقی مونده به جو زمین برخورد می‌کنند. کانونش هم صورت فلکی جوزا یا دو پیکر هست و به خاطر همین هم بارش جوزا نام گرفته. سال گذشته چون اوج این بارش شهابی با پدیده‌ی ابر ماه (supermoon) همزمان بود، شاید نتونست اون‌طور که باید جلوه‌گری کنه، اما امسال در صورتی که از نور و آلودگی شهر دور باشید و البته آسمون ابری نباشه، می‌تونید حسابی ازش لذت ببرید. اوج این بارش شب 22 آذر و بامداد 23 آذر هستش. 

پی‌نوشت 1: خط اول مطلب صرفا جهت معرفی یکی از هم‌رشته‌ای‌های موفق بود و لا غیر. 
پی‌نوشت 2: تصویر و اطلاعات بیشتر در سایت علمی بیگ بنگ و روزنامه‌ی همشهری امروز

 

  • حورا رضایی
  • سه شنبه ۲۱ آذر ۹۶

بارش برساووشی

بارش شهابی برساووشی توی این روزا به اوج خودش می‌رسه و در شرایط مناسب تا صد شهاب در ساعت هم قابل رؤیت هست. خوش به حال اونایی که یه تکه آسمون صاف و کم غبار دارن و می‌تونن ازش لذت ببرن. 

مادر این شهاب‌ها دنباله دار سویفت تاتل هستش که هر 133 سال یک بار دور خورشید می‌چرخه. اما چون مرکز این بارش شهابی صورت فلکی برساووش هست به این اسم معروف شده. 

 

 

تصویر و اطلاعات بیشتر در سایت بیگ بنگ

  • حورا رضایی
  • جمعه ۲۰ مرداد ۹۶