ازم می‌پرسی چه خبر؟ چه کار می‌کنی؟

میگم سلامتی، پنج تا ایستگاه دیگه باید پیاده شم و پنج تا خیابون رو بگذرونم، بعد وارد ساختمون مؤسسه‌ای می‌شم که پنج سال پیش دوست داشتم شاگردش باشم و الآن از اعضای اصلی‌اش هستم. پنجاه تا پله رو می‌رم بالا و این فصل از زندگی‌ام رو با تجربۀ ویرایش و ترجمه ادامه می‌دم.

حوراء رضایی هستم، متولد بهمن 69. رشتۀ تحصیلی‌ام زبان عربی بوده، با گرایش ادبیات در لیسانس و مترجمی در فوق لیسانس.

ادبیات و آسمان شب منبع حرفای مگو و لحظه‌های نابم هستن.

یکی از معدود چیزایی که با اطمینان می‌تونم بگم اینه که یادگیری درد داره، و من این درد رو به جون می‌خرم و ازش لذت می‌برم.

 این صفحه ممکنه در آینده بازنویسی بشه، همونطور که در گذشته شده.