۳ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

23 خرداد 97

ساختمون دوتا کوچه اون‌طرف‌تر خیلی سریع بالا رفته و نمای سنگ‌شده‌اش از توی بالکن مشخصه؛ مثل هر برنامۀ دیگه‌ای بخش‌بخش پیش رفته و به نتیجه رسیده. نمی‌دونم شاید سازندگان این ساختمون هم دارن کم‌کم فراموش می‌کنن که چه ذوقی برای اجرایی شدن این برنامه داشتن؛ مثل من که تو روزمرگی فراموش می‌کنم دارم بخش‌بخش برنامه‌هام رو جلو می‌برم و نمی‌تونم از بیرون ماجرا بهش نگاه کنم و مثل قدیم ذوق کنم. گاهی دعاهام رو فراموش می‌کنم و حواسم نیست که هر بودنی ضعف‌های خودش رو داره؛ ولی اصل بودنش بزرگ‌ترین نقطه‌قوتشه.

  • حورا رضایی
  • چهارشنبه ۲۳ خرداد ۹۷

بابات چی‌کاره است؟

هنرپیشۀ مشهور جلوی جمعیت نشسته و با لحن خاصی میگه: «باور کنید بازیگری سخت‌ترین شغل دنیاست»؛ لحنش طوریه که انگار خودش هم از صداقت خودش اطمینان نداره و از شنونده می‌خواد مطمئنش کنه.

و چند سال هست که با شنیدن عبارت سخت‌ترین شغل دنیا نه یاد مرزبان‌ها می‌افتم، نه آتش‌نشان‌ها، نه کارگران معدن، نه کادر درمانی نه هیچ شغل دیگه‌ای. زمانی تو آرشیو دادگستری کار می‌کردم و تو طبقۀ ما دوتا شعبۀ اجرای احکام بود؛ راستش توضیح بیشتری ندارم؛ فقط یادمه ماه رمضون اون دو سال همیشه دم افطار هم برای آدمایی که توی اون راهروها گرفتار شده بودن دعا می‌کردم هم برای مأمور اجرای احکامی که وقت اجرای حکم شلاق یا تازیانه، زنی جیغ‌کشان می‌خواست از زیر دستش در بره؛ من که ندیدم و فقط صداش رو شنیدم هنوز نمی‌تونم فراموشش کنم چه برسه به اون که شغلشه. شغلی که نه می‌شه بهش علاقه داشت نه باعث آرامش می‌شه، شاید خیلی جاها حتی نشه دقیق این شغل رو توضیح داد.

هنرپیشۀ مشهور همچنان اصرار داره که شغلش سخت‌ترین کار دنیاست و من با خودم فکر می‌کنم اگر بچۀ مأمور اجرای احکام بهش بگه: «دوستام می‌پرسن بابات چی‌کاره است، می‌شه یه روز من رو ببری سر کارت؟» چه جوابی خواهد داد؟

  • حورا رضایی
  • پنجشنبه ۱۷ خرداد ۹۷

کعینیک

این چند کلمه رو چند وقت پیش، بعد خوندن این پست نوشتم؛ البته اگر الآن برید به این لینک متوجه می‌شید که نویسندۀ وبلاگ، آیدا، آدرسش رو عوض کرده و چون من نه اینجا و نه تو اینوریدر دنبالش نمی‌کردم، متأسفانه از آدرس فعلی‌اش بی‌اطلاع هستم. در هر صورت، غرض از این توضیحات اینه که می‌خواستم یه نمونه از دیدگاه بینامتنی و مرگ مؤلف رو اینجا بذارم که با گم کردن متن مورد نظرم ابتر موند. راستش خودم هنوز نمی‌دونم این نوشته مال منه یا نویسندۀ مزبور یا جناب نزار قبانی؟

پی‌نوشت: لطفا اگر کسی از دوستان آدرس جدید آیدا رو می‌دونه بهم اطلاع بده تا بتونم متن ایشون رو اضافه کنم.

پی‌نوشت 2: در کلمۀ آخر کاف حرف جره و در مثنی مذکر سالم ی نشانۀ نصب و جر، و الف نشانۀ رفعه. با تشکر از دقت و نظر سیدطاها تصویر و عنوان نوشته اصلاح شد، فقط نمی‌دونم چطور به اونی که عکس رو کپی کرده خبر بدم نوشته اشتباه بوده.

  • حورا رضایی
  • جمعه ۱۱ خرداد ۹۷